نجمه
 
نويسندگان

دلم برای دیدنت به انتظار مانده است
به وعده‌های گرم تو امیدوار مانده است

طنین صحبتی زمن که بردلت نشسته است

زروزگار سادگی به یادگار مانده است

بلور اشک من ترا چو لاله‌ای به بار داد

که یادتو ترانه‌ی بنفشه‌زار مانده است

کنون به سوگواری دل شکسته می روم

که ناقه‌ی مراد من به زیر بار مانده است

میان دل‌شکستگی و ناامیدی و جنون

نگاه بی‌قرار من به سوی یار مانده است

اناالحق از زبان هر کسی نروید این زمان

چو نعش آن بزرگوار به روی دار مانده است

امیر با تو ای گل همیشه چون بهار گفت

بیا به سرزمین دل که بی بهار مانده است

 

[ یکشنبه ٢٢ آبان ۱۳٩٠ ] [ ٦:۱٥ ‎ب.ظ ] [ امیر ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

صفحات اختصاصی
امکانات وب
RSS Feed





دريافت کدهاي جاوا براي وبلاگ شما