نجمه
 
نويسندگان

دستت به دستم بود و دنيايي دگر بود

از شور عشق آتش دل شعله‌وربود

مي خواستم صد بوسه برچينم ز چشمت

شرم و حيا مي شد حجاب و دردسر بود

اي چشم مستت مستي و آرامش من

آن روز با تو غصه‌ي دل دربدر بود

اي كعبه‌ي دلهاي عاشق بي وجودت

كاخ بلند آرزو زير و زبر بود

شب با تو بودن رنگ اعجاز خدا داشت

تا باز كردم ديده را ديدم سحر بود

وقتي كه محو ناز چشمان تو گشتم

در هر نگاهت جلوه‌اي از صد هنر بود

اي گل به هنگام صفاي كعبه‌ي عشق

سعي امير عشق بي تو بي ثمر بود

 

[ شنبه ۳۱ تیر ۱۳۸٥ ] [ ۱٢:٤٢ ‎ق.ظ ] [ امیر ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

صفحات اختصاصی
امکانات وب
RSS Feed





دريافت کدهاي جاوا براي وبلاگ شما