نجمه
 
نويسندگان

اگر چه غبار  غم از دل زدودي

ز اشعار نابت به گوشم غنودي

نگاهي كه در چشم آيينه كردم

نديدم كسي را تو بودي تو بودي

نخواهم به كس دادن اين دل ازين پس

كه با يك اشاره دل از من ربودي

شگفتا كه با آنهمه رازداري

نگهدار راز من و دل نبودي

در آن شعله‌اي كه دل آتش بگيرد

نماند نشاني بجز دود عودي

دريغا كه در باغ و بستان عشقم

شقايق ترين گل تو بودي كه بودي

در اين راه پر از نشيب و فرازم

نبردم بجز عشق پاك تو سودي

امير از نگاهت كه دردي نخيزد

براي كه اين شعر غمگين سرودي

[ دوشنبه ۱٩ تیر ۱۳۸٥ ] [ ۱:۳٦ ‎ق.ظ ] [ امیر ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

صفحات اختصاصی
امکانات وب
RSS Feed





دريافت کدهاي جاوا براي وبلاگ شما