نجمه
 
نويسندگان
به هر كه دل بستم رها شد از دستم
هزار دم مردم هنوز هم هستم
نشاط و شادي در غبار غم گم شد
كه با هزاران غم ز اشك سرمستم
شكسته‌ام اما نه اينكه مي ميرم
فتاده‌ام اما نه اينكه بي دستم
نگاه مستت را كه بيخبر ديدم
نشان عهدي شد كه با خدا بستم
كنون نظر فرما كه بعد ازين فرصت
نمي رسد هرگز بدامنت دستم
امير اگر ديدم نشاني از خود را
به كوي غم ديدم به سوي غم رفتم
[ یکشنبه ٤ تیر ۱۳۸٥ ] [ ۳:۳٧ ‎ب.ظ ] [ امیر ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

صفحات اختصاصی
امکانات وب
RSS Feed





دريافت کدهاي جاوا براي وبلاگ شما