نجمه
 
نويسندگان
ما گريزان از تو و تو مي كشي ما را به سويي
دم به دم سيرابمان مي ساز از جام و سبويي
در نگاه مات و حيرانم اگر غم ديدني نيست
روز روشن ديده‌ام آيينه‌اي را روبرويي
اي بهار شادماني اي بهشت جاوداني
سبز و خرم كن دلم را با گلاب ماهرويي
يوسف زهرا كجايي اي تمام هستي من
لحظه‌ي ديدار رويت گشته بهرم آرزويي
حسرت ديدار رويت ديده را در غم فروبرد
تا قيامت اينچنينم تا ببينم از تو رويي
زير درگاه خدا من همچنان شرمنده هستم
آبرو دارم اگر تو باعث اين آبرويي
من امير بيكس و تنهاي تنها و غريبم
آشناي من تو هستي با تو دارم گفتگويي
زين همه مردم نمايان زين همه آدم‌فروشان
مي‌گريزم‌ مي‌گريزم تو نشاط خلق و خويي


[ سه‌شنبه ۱٦ خرداد ۱۳۸٥ ] [ ٤:۱۳ ‎ب.ظ ] [ امیر ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

صفحات اختصاصی
امکانات وب
RSS Feed





دريافت کدهاي جاوا براي وبلاگ شما