نجمه
 
نويسندگان

تنها ميان بركه‌هاي بي‌خيالي

خوش كرده‌ام جا لابلاي لاابالي

بعد از هزاران داغ عشق مرده در دل

اين سرزمين آسوده شد از بي‌نهالي

اي ابر غم باران اشكي را رها كن

چون سوخت كشتِ زارِ دل از خشكسالي

تو نغمه‌خوان كوچه‌هاي عشق بودي

حالا چه شد اي بلبل خوش لهجه لالي

از تشنگي در هر دياري پانهادم

چون تو نديدم چشمه‌ي صاف و زلالي

با تو هزاران سال شادي هست ممكن

بي تو نماند بهر شادي ماه و سالي

من شاهد رقص شقايقها نبودم

سيمرغ دل پر مي كشد سوي محالي

با من بخوان اين نغمه ي بالاتر از عشق

در فصل گل جاي شهيدان هست خالي

در هر دياري صد شهيد زنده داريم

با اينهمه ايثار ما را نيست حالي

خونين دلان وادي عشق و محبت

نگذاشتند از بهر اشك ما مجالي

اي غم امير درد را آشفته تر كن

حتي ميان اينهمه آشفته‌حالي

[ شنبه ٩ اردیبهشت ۱۳۸٥ ] [ ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ ] [ امیر ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

صفحات اختصاصی
امکانات وب
RSS Feed





دريافت کدهاي جاوا براي وبلاگ شما